englishwoman
آویزه
آمریکایی/ˈɪŋɡlɪʃˌwʊmən/بریتانیایی/ˈɪŋɡlɪʃˌwʊmən/
معانی
1
اسمفعل
زن انگلیسی
She's an Englishwoman living in New York.
اون یه زن انگلیسیه که تو نیویورک زندگی میکنه.
The Englishwoman won the gold medal in the Olympics.
زن انگلیسی مدال طلای المپیک رو برد.
Is she an Englishwoman?
اون زن انگلیسیه؟
I worked with an Englishwoman who was very kind.
با یه زن انگلیسی کار میکردم که خیلی مهربون بود.
That Englishwoman has been teaching here for years.
اون خانم انگلیسی سالهاست اینجا تدریس میکنه.
Don't underestimate her — she's a tough Englishwoman.
دستکمش نگیر — یه زن انگلیسی سرسخته.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
young Englishwomanزن جوان انگلیسیfellow Englishwomanهموطن انگلیسی (زن)proud Englishwomanزن انگلیسی مغرورborn and bred Englishwomanزن انگلیسی به تمام معناan Englishwoman abroadزن انگلیسی در خارج
فرمها
جمع: englishwomen