dutch treat
آویزه
آمریکایی/ˈdət͡ʃˈtriːt/بریتانیایی/dʌt͡ʃtriːt/
معانی
1
صفت
مهمانی دانگی (هرکس خرج خودش رو میده)
It was a Dutch treat — everyone paid for their own meal.
مهمانی دانگی بود — هرکس غذای خودش رو حساب کرد.
Let's make it a Dutch treat so nobody feels uncomfortable.
بذار دانگی باشه تا کسی ناراحت نشه.
Are we doing a Dutch treat or is someone picking up the tab?
دانگی حساب میکنیم یا کسی همه رو میده؟
They went on a Dutch treat date to keep things casual.
یه قرار دانگی گذاشتن تا اوضاع راحت باشه.
A Dutch treat works best with large groups of friends.
مهمانی دانگی با گروه بزرگ دوستا بهتر جواب میده.
She suggested a Dutch treat since neither of them had much money.
چون هیچکدوم پول زیادی نداشتن پیشنهاد داد دانگی باشه.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
go Dutchدانگی حساب کردنsplit the billقسمت کردن صورتحسابpay your own wayخرج خودت رو دادنDutch treat dinnerشام دانگیsuggest a Dutch treatپیشنهاد دادن دانگی