draw up a contract
آویزه
معانی
1
سایر
تنظیم کردن قرارداد،نوشتن قرارداد
The lawyers drew up a contract for the new business deal.
وکلا یه قرارداد برای معامله تجاری جدید تنظیم کردن.
We need to draw up a contract before work begins.
قبل از شروع کار باید قرارداد تنظیم کنیم.
Can you draw up a contract by Friday?
میتونی تا جمعه قرارداد تنظیم کنی؟
Both sides agreed to draw up a contract outlining the terms.
هر دو طرف موافقت کردن که قراردادی با شرایط مشخص تنظیم بشه.
I hired a lawyer to draw up a contract for the sale.
یه وکیل استخدام کردم تا قرارداد فروش رو تنظیم کنه.
Always draw up a contract — a handshake isn't enough.
همیشه قرارداد تنظیم کن — دست دادن کافی نیست.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
draw up an agreementتنظیم کردن توافقنامهsign a contractامضا کردن قراردادbreach a contractنقض قراردادdraft a contractپیشنویس قرارداد نوشتنcontract termsشرایط قرارداد