رفتن به محتوای اصلی

drastic times call for drastic measures

آویزه

معانی

1
سایر

شرایط سخت،اقدامات جدی می‌طلبه (ضرب‌المثل)

We've tried everything gently — drastic times call for drastic measures.

همه چیز رو با ملایمت امتحان کردیم — شرایط سخت، اقدامات جدی می‌طلبه.

She sold her car to pay the bills; drastic times call for drastic measures.

ماشینشو فروخت تا قبض‌ها رو بده — شرایط سخت، اقدامات جدی می‌طلبه.

The company cut half its staff — drastic times call for drastic measures, the CEO said.

شرکت نصف کارمنداشو اخراج کرد — مدیرعامل گفت شرایط سخت، اقدامات جدی می‌طلبه.

Drastic times call for drastic measures, so they shut down the whole factory.

شرایط سخت اقدامات جدی می‌طلبه، برای همین کل کارخونه رو تعطیل کردن.

I know it sounds extreme, but drastic times call for drastic measures.

می‌دونم افراطی به نظر میاد، ولی شرایط سخت اقدامات جدی می‌طلبه.

The coach benched three star players — drastic times call for drastic measures.

مربی سه بازیکن ستاره رو نشوند روی نیمکت — شرایط سخت اقدامات جدی می‌طلبه.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

drastic timesاوضاع بحرانی/سختdrastic measuresاقدامات جدی/شدیدtake drastic measuresاقدامات جدی انجام دادنdrastic actionاقدام جدیcall for drastic measuresاقدام جدی را طلبیدن
idiom

when you are extremely desperate you need to take drastic actions

تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها