day in court
آویزه
آمریکایی/ˈdeɪɪnˈkɔːrt/بریتانیایی/deɪɪnkɔːt/
معانی
1
فرصت دفاع از خود، حق شنیده شدن
Everyone deserves their day in court.
همه استحقاق دارن که صداشون شنیده بشه.
She finally got her day in court after years of waiting.
بعد از سالها انتظار، بالاخره فرصت دفاع از خودشو پیدا کرد.
Give him his day in court before you judge him.
قبل از اینکه قضاوتش کنی، بذار از خودش دفاع کنه.
The company never gave employees their day in court.
شرکت هیچوقت به کارمندا فرصت دفاع از خودشونو نداد.
I just want my day in court — that's all I'm asking.
فقط میخوام فرصت داشته باشم حرفمو بزنم — همین رو میخوام.
His day in court will come sooner or later.
دیر یا زود نوبتش میرسه.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
get your day in courtفرصت دفاع از خود را پیدا کردنdeserve a day in courtلایق شنیده شدن بودنhave your day in courtحق خود را گرفتنwait for your day in courtمنتظر فرصت ماندنgive someone their day in courtفرصت دفاع دادن به کسی