رفتن به محتوای اصلی

court of appeals

آویزه
آمریکایی/ˈkɔːrtəvəˈpiːlz/بریتانیایی/kɔːtəvəˈpiːlz/

معانی

1
صفت

دادگاه تجدیدنظر،دادگاه استیناف

His lawyer filed an appeal to the court of appeals.

وکیلش به دادگاه تجدیدنظر شکایت برد.

The court of appeals overturned the lower court's decision.

دادگاه تجدیدنظر حکم دادگاه پایین‌تر رو نقض کرد.

The case is now before the court of appeals.

پرونده الان پیش دادگاه تجدیدنظره.

They won the case at the court of appeals.

تو دادگاه تجدیدنظر برنده شدن.

The court of appeals will hear the case next month.

دادگاه تجدیدنظر ماه دیگه پرونده رو رسیدگی می‌کنه.

She appealed to the court of appeals after losing in the lower court.

بعد از شکست در دادگاه بدوی، به دادگاه تجدیدنظر شکایت کرد.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

file an appeal with the court of appealsثبت درخواست تجدیدنظرcourt of appeals rulingحکم دادگاه تجدیدنظرfederal court of appealsدادگاه تجدیدنظر فدرالbring a case to the court of appealsبردن پرونده به دادگاه تجدیدنظرcourt of appeals decisionتصمیم دادگاه تجدیدنظر
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها