رفتن به محتوای اصلی

country gentleman

آویزه
آمریکایی/ˈkʌntriˈdʒentəlmən/بریتانیایی/ˈkʌntriˈdʒentlmən/

معانی

1

اربابِ زمین‌دار،اشراف‌زاده‌ی روستایی

He lived the life of a country gentleman on his family estate.

رو ملک خانوادگیش زندگی ارباب‌وار داشت.

The old country gentleman was known for his hospitality.

ارباب پیر به مهمان‌نوازیش معروف بود.

He retired and became a country gentleman, tending his gardens.

بازنشسته شد و ارباب روستایی شد و از باغش مراقبت کرد.

The novel's hero was a wealthy country gentleman with a large house.

قهرمان رمان یه ارباب ثروتمند با یه خانه‌ی بزرگ بود.

He dressed like a country gentleman — tweed jacket and muddy boots.

مثل ارباب روستایی لباس می‌پوشید — کت توید و چکمه‌های گل‌آلود.

The country gentleman invited everyone to hunt on his land.

ارباب همه رو برای شکار رو زمینش دعوت کرد.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

English country gentlemanارباب انگلیسیcountry gentleman's estateملک اربابیplay the country gentlemanنقش ارباب رو بازی کردنlanded country gentlemanارباب زمین‌دارlife of a country gentlemanزندگی ارباب‌وار
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها