رفتن به محتوای اصلی

cost of living

آویزه
آمریکایی/ˈkɑːstəvˈlɪvɪŋ/بریتانیایی/kɒstəvˈlɪvɪŋ/

معانی

1
صفت

هزینه زندگی

The cost of living in New York is very high.

هزینه زندگی تو نیویورک خیلی بالاست.

Many people are struggling because of the rising cost of living.

خیلی از مردم به خاطر افزایش هزینه زندگی دست و پنجه نرم می‌کنن.

How does the cost of living here compare to back home?

هزینه زندگی اینجا با ایران چه فرقی داره؟

Workers demanded a pay raise to keep up with the cost of living.

کارگرها خواستار افزایش حقوق برای مقابله با هزینه‌های زندگی شدن.

The government released new data on the cost of living index.

دولت داده‌های جدیدی درباره شاخص هزینه زندگی منتشر کرد.

I moved to a smaller city because the cost of living was more manageable.

به یه شهر کوچک‌تر نقل مکان کردم چون هزینه زندگیش قابل‌تحمل‌تر بود.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

cost of living indexشاخص هزینه زندگیcost of living adjustmentتعدیل هزینه زندگیrising cost of livingافزایش هزینه زندگیhigh cost of livingهزینه زندگی بالاcost of living crisisبحران هزینه زندگی
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها