رفتن به محتوای اصلی

convenience food

آویزه
آمریکایی/kənˈviːnjənsˈfuːd/بریتانیایی/kənˈviːnɪənsfuːd/

معانی

1

غذای آماده،غذای پیش‌پخته

Convenience food is popular with people who don't have time to cook.

غذای آماده بین کسایی که وقت پختن ندارن خیلی محبوبه.

I've been eating too much convenience food lately.

اخیراً خیلی زیاد غذای آماده خوردم.

Convenience food is usually high in salt and preservatives.

غذای آماده معمولاً نمک و نگه‌دارنده‌ی زیادی داره.

She grabbed some convenience food from the freezer section.

از بخش فریزر چند تا غذای آماده برداشت.

Is convenience food actually cheaper than cooking from scratch?

آیا غذای آماده واقعاً از پختن از اول ارزون‌تره؟

Don't rely on convenience food every night — learn to cook.

هر شب به غذای آماده وابسته نباش — آشپزی یاد بگیر.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

ready-made mealغذای آماده‌ی بسته‌بندی‌شدهfrozen convenience foodغذای آماده‌ی منجمدprocessed foodغذای فراوری‌شدهfast foodفست‌فودjunk foodغذای بی‌ارزش، جانک‌فود
noun

food that can be quickly and easily prepared

تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها