رفتن به محتوای اصلی

contradiction in terms

آویزه

معانی

1
سایر

تناقض در کلام،چیزی که ذاتاً متناقضه

"Deafening silence" sounds like a contradiction in terms but it works as a phrase.

«سکوت گوش‌خراش» به نظر تناقض در کلام میاد ولی به‌عنوان اصطلاح کار می‌کنه.

An honest politician — is that a contradiction in terms?

سیاست‌مدار صادق — این یه تناقض در کلامه؟

Some people think "military intelligence" is a contradiction in terms.

بعضیا فکر می‌کنن «اطلاعات نظامی» یه تناقض در کلامه.

A freezing hot summer day seems like a contradiction in terms.

یه روز تابستانی یخ‌بندان به نظر تناقض در کلام میاد.

She called it "organized chaos", which is almost a contradiction in terms.

اون بهش گفت «هرج‌ومرج سازمان‌یافته»، که تقریباً یه تناقض در کلامه.

"Living dead" is a classic contradiction in terms used in horror stories.

«مرده زنده» یه تناقض کلامی کلاسیکه که توی داستان‌های ترسناک استفاده میشه.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

a contradiction in termsتناقض در کلامalmost a contradiction in termsتقریباً یک تناقضseem like a contradiction in termsبه نظر تناقض رسیدن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها