رفتن به محتوای اصلی

common-law marriage

آویزه
آمریکایی/ˈkɑːmənˈlɑːˈmerɪdʒ/بریتانیایی/ˈkɒmənlɔːˈmærɪdʒ/

معانی

1
اسم

ازدواج عرفی (بدون ثبت رسمی)

They were in a common-law marriage for ten years before making it official.

ده سال ازدواج عرفی داشتن قبل از اینکه رسمیش کنن.

Common-law marriage is recognized in some states but not others.

ازدواج عرفی در بعضی ایالت‌ها به رسمیت شناخته می‌شه ولی در بقیه نه.

After years of living together, they entered a common-law marriage.

بعد از سال‌ها زندگی مشترک، ازدواج عرفی کردن.

Does your country recognize common-law marriage?

آیا کشورت ازدواج عرفی رو به رسمیت می‌شناسه؟

She had the same legal rights as a spouse because of their common-law marriage.

به خاطر ازدواج عرفیشون، همون حقوق قانونی یه همسر رو داشت.

Common-law marriage can be complicated when couples separate.

ازدواج عرفی وقتی زوج‌ها جدا می‌شن می‌تونه پیچیده بشه.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

common-law partnerشریک زندگی عرفیcommon-law spouseهمسر عرفیrecognize a common-law marriageبه رسمیت شناختن ازدواج عرفیenter a common-law marriageوارد شدن به یک ازدواج عرفیcommon-law relationshipرابطه عرفی (بدون ثبت رسمی)
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها