رفتن به محتوای اصلی

come into one's own

آویزه

معانی

1
سایر

به توانایی واقعی خود رسیدن،جایگاه شایسته خود را پیدا کردن

She really came into her own when she took on a leadership role.

وقتی نقش رهبری رو به عهده گرفت، واقعاً به توانایی خودش رسید.

He came into his own as a writer after years of struggle.

بعد از سال‌ها تلاش، جایگاه شایسته‌اش رو به‌عنوان نویسنده پیدا کرد.

The young player really came into his own this season.

این بازیکن جوان این فصل واقعاً به توانایی واقعیش رسید.

The city has come into its own as a tourist destination.

این شهر به‌عنوان مقصد گردشگری جایگاه شایسته‌اش رو پیدا کرده.

Did she ever come into her own after moving to New York?

بعد از رفتن به نیویورک آیا به توانایی واقعیش رسید؟

Young entrepreneurs come into their own when given the right environment.

کارآفرینان جوان وقتی محیط مناسبی داشته باشن به توانایی خودشون می‌رسن.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

come into one's own as a leaderبه‌عنوان رهبر جایگاه خود را یافتنfinally come into your ownبالاخره به جایگاه واقعی خود رسیدنcome into its own (place/city)جایگاه شایسته‌اش را پیدا کردن (مکان)really come into your ownواقعاً به توانایی خود رسیدنcome into one's own in a new roleدر نقش جدید شکوفا شدن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها