club chair
آویزه
آمریکایی/ˈkləbˈt͡ʃer/بریتانیایی/klʌbt͡ʃeə/
معانی
1
صفت
صندلی راحتی بزرگ،کاناپه تکنفره
He sank into the club chair and closed his eyes.
تو صندلی راحتی فرو رفت و چشماشو بست.
There's a leather club chair by the fireplace.
یه صندلی راحتی چرمی کنار شومینه هست.
We bought two club chairs for the living room.
دو تا صندلی راحتی برای پذیرایی خریدیم.
She curled up in the club chair to read.
تو صندلی راحتی لم داد و شروع کرد به خوندن.
The club chair is very comfortable.
این صندلی راحتی خیلی نرمه.
That old club chair has been in the family for years.
اون صندلی راحتی قدیمی سالهاست تو خانوادهست.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
leather club chairصندلی راحتی چرمیoverstuffed club chairصندلی راحتی پُرپُشتarmchairصندلی دستهدارlounge chairصندلی لمدادنیreading chairصندلی مطالعه