clear the air
C2آویزه
معانی
1
C2سایر
سوءتفاهم را برطرف کردن،کدورت را کنار گذاشتن،شفافسازی کردن
We need to sit down and clear the air before this gets worse.
باید بشینیم و کدورت رو کنار بذاریم قبل از اینکه بدتر بشه.
Let's clear the air — do you have a problem with me or not?
بیا صادق باشیم — با من مشکل داری یا نه؟
They cleared the air after weeks of silence.
بعد از هفتهها سکوت کدورتشون رو برطرف کردن.
A good conversation can clear the air between old friends.
یه گفتگوی خوب میتونه سوءتفاهم بین دوستای قدیمی رو برطرف کنه.
The meeting was called specifically to clear the air about the rumors.
جلسه دقیقاً برای رفع سوءتفاهمها درباره شایعات تشکیل شد.
Don't just ignore the tension — clear the air now.
فقط تنش رو نادیده نگیر — الان کدورت رو برطرف کن.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
clear the air between peopleکدورت بین آدمها رو برطرف کردنclear the air once and for allیه بار برای همیشه همه چیز رو روشن کردنneed to clear the airنیاز به شفافسازی داشتنtry to clear the airتلاش برای رفع کدورتclear the air after an argumentبعد از دعوا آشتی کردن، کدورت رو برطرف کردن