رفتن به محتوای اصلی

charbroil or char-broil

آویزه

معانی

1
ضمیر

روی آتش زغال کباب کردن

I like to charbroil the steaks on weekend evenings.

دوست دارم آخر هفته عصرها استیک‌ها رو روی آتش زغال کباب کنم.

Charbroiled chicken has a smoky flavour you can't get from a frying pan.

مرغ کباب‌شده روی زغال یه مزه دودی داره که از ماهیتابه نمیشه گرفت.

Did you charbroil these burgers or use the oven?

این برگرها رو روی زغال کباب کردی یا از فر استفاده کردی؟

She charbroiled the corn until the kernels were slightly charred.

ذرت رو روی زغال کباب کرد تا دانه‌هاش یه کم سیاه بشن.

Charbroiling gives the meat a distinctive grilled taste.

کباب کردن روی زغال یه مزه کبابی خاص به گوشت میده.

We charbroil all our fish at this restaurant.

توی این رستوران همه ماهی‌هامون رو روی زغال کباب می‌کنیم.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

charbroiled chickenمرغ کباب‌شده روی زغالcharbroiled steakاستیک کباب‌شده روی زغالcharbroiled burgerبرگر کباب‌شده روی زغالcharbroil over open flameروی شعله باز کباب کردنcharbroiled flavourمزه کبابی دودی
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها