رفتن به محتوای اصلی

call to account

آویزه

معانی

1
سایر

توضیح خواستن، پاسخگو نگه داشتن

The manager was called to account for the budget overspend.

از مدیر در مورد بیشتر خرج کردن از بودجه توضیح خواستن.

Citizens should be able to call their leaders to account.

شهروندان باید بتونن رهبرانشون رو پاسخگو نگه دارن.

He was called to account for his behavior at the meeting.

در مورد رفتارش تو جلسه ازش توضیح خواستن.

The board called the director to account for the financial losses.

هیئت مدیره از مدیر در مورد ضررهای مالی توضیح خواست.

No one was ever called to account for the disaster.

هیچ‌کس هرگز در مورد این فاجعه پاسخگو نشد.

The government must be called to account for its actions.

دولت باید در قبال اعمالش پاسخگو باشه.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

call someone to accountکسی رو پاسخگو کردنbe called to accountپاسخگو شدنhold someone to accountکسی رو پاسخگو نگه داشتنcalled to account for actionsدر قبال اعمال پاسخگو شدنcall the government to accountدولت رو پاسخگو کردن
verb

hold answerable

تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها