by word of mouth
آویزه
معانی
1
سایر
شفاهیعربی،دهانبهدهان
The news spread by word of mouth.
خبر دهانبهدهان پخش شد.
Most of our customers find us by word of mouth.
بیشتر مشتریهامون دهانبهدهان ما رو پیدا میکنن.
Before social media, people shared recommendations by word of mouth.
قبل از شبکههای اجتماعی، مردم پیشنهاداشون رو شفاهی منتقل میکردن.
The restaurant became famous by word of mouth alone.
رستوران فقط از طریق دهانبهدهان معروف شد.
How did you hear about us? By word of mouth?
از کجا از ما باخبر شدی؟ دهانبهدهان؟
The event was not advertised — it spread entirely by word of mouth.
برای رویداد آگهی داده نشد — کاملاً دهانبهدهان پخش شد.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
spread by word of mouthدهانبهدهان پخش شدنtravel by word of mouthدهانبهدهان منتقل شدنby word of mouth aloneفقط از طریق دهانبهدهانfind out by word of mouthاز طریق دهانبهدهان باخبر شدنadvertise by word of mouthدهانبهدهان تبلیغ کردن