by way of
C1آویزه
معانی
1
C1سایر
از طریق، از راه؛ بهعنوان، بهخاطر
We flew to Tokyo by way of Dubai.
از مسیر دبی به توکیو پرواز کردیم.
He sent his apologies by way of a long letter.
عذرخواهیش رو از طریق یه نامهی بلند فرستاد.
By way of explanation, let me give you an example.
برای توضیح، بذار یه مثال بزنم.
She introduced herself by way of a short speech.
از طریق یه سخنرانی کوتاه خودش رو معرفی کرد.
What do you have to say by way of an excuse?
بهعنوان بهانه چی داری بگی؟
He sent flowers by way of apology.
بهعنوان عذرخواهی گل فرستاد.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
by way of explanationبهعنوان توضیحby way of introductionبهعنوان معرفیby way of apologyبهعنوان عذرخواهیby way of exampleبهعنوان مثالtravel by way ofاز مسیر جایی سفر کردن