by means of
آویزه
آمریکایی/baɪ minz əv/بریتانیایی/baɪ miːnz əv/
معانی
1
سایر
با استفاده از، بهوسیلهی
The message was sent by means of a secret code.
پیام با استفاده از یه کد مخفی فرستاده شد.
They communicated by means of sign language.
با استفاده از زبان اشاره ارتباط برقرار میکردن.
The fire was put out by means of a large water tank.
آتش با استفاده از یه مخزن بزرگ آب خاموش شد.
He controlled the device by means of a remote.
دستگاه رو با استفاده از یه ریموت کنترل میکرد.
The company grew by means of strategic partnerships.
شرکت با استفاده از مشارکتهای استراتژیک رشد کرد.
She expressed her feelings by means of poetry.
احساساتش رو با استفاده از شعر بیان کرد.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
by means of technologyبا استفاده از فناوریby means of communicationبهوسیله ارتباطby means of forceبا استفاده از زورby means of a contractاز طریق قراردادby means of educationبا استفاده از آموزش