رفتن به محتوای اصلی

by fits and starts

آویزه

معانی

1
سایر

نامنظم و متناوب، با دوره‌های فعالیت و توقف

The project advanced by fits and starts — sometimes fast, sometimes not at all.

پروژه نامنظم پیش رفت — گاهی سریع، گاهی اصلاً.

He worked by fits and starts, never settling into a routine.

نامنظم و متناوب کار می‌کرد، هرگز یه روال ثابت نداشت.

The engine ran by fits and starts before finally cutting out.

موتور با وقفه‌های متناوب کار می‌کرد تا اینکه کاملاً خاموش شد.

The negotiations progressed by fits and starts over several months.

مذاکرات در طول چند ماه با توقف‌های متناوب پیش رفت.

She cleaned the house by fits and starts whenever the mood took her.

هروقت حالش می‌خواست خونه رو نامنظم تمیز می‌کرد.

The economy has been recovering by fits and starts since the crisis.

اقتصاد از بحران به اینسو با توقف‌های متناوب در حال بهبودیه.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

work by fits and startsنامنظم کار کردنprogress by fits and startsبا وقفه‌های متناوب پیشرفت کردنmove by fits and startsبا توقف‌های متناوب حرکت کردنgrow by fits and startsبا توقف‌های متناوب رشد کردنdevelop by fits and startsبا توقف‌های متناوب توسعه یافتن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها