رفتن به محتوای اصلی

burn the midnight oil

C2آویزه

معانی

1
C2سایر

تا دیروقت بیدار ماندن و کار کردن، دود چراغ خوردن

I burned the midnight oil finishing the project before the deadline.

تا دیروقت بیدار موندم که پروژه رو قبل از ددلاین تموم کنم.

She's been burning the midnight oil all week studying for exams.

تمام هفته تا دیروقت بیداری و برای امتحانات درس می‌خونه.

Do you often burn the midnight oil at the office?

اغلب تا دیروقت توی اداره کار می‌کنی؟

The team burned the midnight oil to meet the launch date.

تیم تا دیروقت کار کرد تا به تاریخ لانچ برسن.

Stop burning the midnight oil — your health is more important.

دست از شب‌کاری برندار — سلامتیت مهم‌تره.

I had to burn the midnight oil to finish the report.

مجبور شدم تا نیمه‌شب بیدار بمونم تا گزارش رو تموم کنم.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

burn the midnight oil every nightهر شب تا دیروقت کار کردنburn the midnight oil for a deadlineتا دیروقت برای یه ددلاین کار کردنstop burning the midnight oilدست از شب‌کاری برداشتنhave to burn the midnight oilمجبور شدن تا دیروقت بیدار موندنbeen burning the midnight oilمشغول شب‌کاری بودن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها