رفتن به محتوای اصلی

breach of the peace

آویزه
آمریکایی/ˈbriːt͡ʃəvðəˈpiːs/بریتانیایی/briːt͡ʃəvðəpiːs/

معانی

1

به‌هم زدن نظم عمومی،ایجاد اغتشاش

The police arrested him for breach of the peace.

پلیس اونو به خاطر به‌هم زدن نظم عمومی دستگیر کرد.

Fighting in the street is considered a breach of the peace.

دعوا کردن تو خیابون به‌عنوان ایجاد اغتشاش تلقی میشه.

The loud party next door was a breach of the peace.

مهمونی پر سر و صدای همسایه بغلی اغتشاش عمومی بود.

He was charged with breach of the peace after the argument turned violent.

بعد از اینکه دعوا خشونت‌آمیز شد به ایجاد اغتشاش متهم شد.

Breach of the peace is a criminal offense in many countries.

ایجاد اغتشاش عمومی در خیلی از کشورها جرم کیفریه.

The protest stayed peaceful — there was no breach of the peace.

اعتراض آروم موند — هیچ اغتشاشی ایجاد نشد.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

charge with breach of the peaceمتهم کردن به ایجاد اغتشاشarrest for breach of the peaceدستگیری به خاطر اغتشاش عمومیcommit a breach of the peaceایجاد اغتشاش کردنlikely to cause a breach of the peaceاحتمال ایجاد اغتشاشbreach of the peace offenseجرم اغتشاش عمومی
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها