رفتن به محتوای اصلی

blood sport

آویزه
آمریکایی/ˈblədˈspɔːrt/بریتانیایی/blʌdspɔːt/

معانی

1

ورزش خونی (مثل شکار یا خروس‌جنگی)

Many people protest against blood sports like fox hunting.

خیلی‌ها علیه ورزش‌های خونی مثل شکار روباه اعتراض می‌کنن.

Is bullfighting a blood sport?

گاوبازی یه ورزش خونیه؟

Blood sports are banned in several countries.

ورزش‌های خونی در چند کشور ممنوعه.

He refused to take part in any blood sport.

از شرکت در هر نوع ورزش خونی سر باز زد.

Animal rights groups campaign against blood sports every year.

گروه‌های حقوق حیوانات هر ساله علیه ورزش‌های خونی کمپین می‌گیرن.

The debate over blood sports has gone on for decades.

بحث درباره ورزش‌های خونی دهه‌هاست که ادامه داره.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

ban blood sportsممنوع کردن ورزش‌های خونیtraditional blood sportورزش خونی سنتیblood sport controversyجدل بر سر ورزش خونیoppose blood sportsمخالفت با ورزش‌های خونیlegal blood sportورزش خونی قانونی
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها