رفتن به محتوای اصلی

blood poisoning

آویزه
آمریکایی/ˈblədˈpɔɪzn̩ɪŋ/بریتانیایی/blʌdˈpɔɪzn̩ɪŋ/

معانی

1

مسمومیت خون،عفونت خون

He nearly died of blood poisoning after a small cut got infected.

بعد از اینکه یه زخم کوچیک عفونی شد، نزدیک بود از مسمومیت خون بمیره.

Blood poisoning is a medical emergency that requires immediate treatment.

مسمومیت خون یه اورژانس پزشکیه که به درمان فوری نیاز داره.

Signs of blood poisoning include fever, chills, and rapid breathing.

علائم مسمومیت خون شامل تب، لرز و تنفس سریعه.

Antibiotics are used to treat blood poisoning.

از آنتی‌بیوتیک‌ها برای درمان عفونت خون استفاده میشه.

She was rushed to hospital with blood poisoning.

اونو با عجله به بیمارستان بردن چون مسمومیت خون داشت.

Don't ignore infected wounds — they can lead to blood poisoning.

زخم‌های عفونی رو نادیده نگیر — می‌تونن منجر به مسمومیت خون بشن.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

signs of blood poisoningعلائم مسمومیت خونtreat blood poisoningدرمان مسمومیت خونsevere blood poisoningمسمومیت شدید خونblood poisoning (septicemia)مسمومیت خون (سپتی‌سمی)risk of blood poisoningخطر مسمومیت خون
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها