blood is thicker than water
معانی
رشتههای خویشاوندی از روابط دیگر قویترند (ضربالمثل)
He chose to help his brother over his friend — blood is thicker than water.
ترجیح داد به برادرش کمک کنه نه دوستش — رشتههای خویشاوندی از روابط دیگر قویترند.
In the end, blood is thicker than water — she forgave her sister.
در نهایت، خون از آب غلیظتره — خواهرش رو بخشید.
They disagreed for years, but blood is thicker than water and they made up.
سالها اختلاف داشتن، ولی رشتههای خانوادگی قویتره و آشتی کردن.
Some people say blood is thicker than water, but good friends can be like family too.
بعضیها میگن خون از آب غلیظتره، ولی دوستای خوب هم میتونن مثل خانواده باشن.
No matter how much they argue, blood is thicker than water.
هر چقدر هم دعوا کنن، پیوند خونی قویتر از هر چیزیه.
She turned to her family in the crisis — blood is thicker than water.
تو بحران به خانوادهاش پناه برد — رشتههای خانوادگی قویترند.