رفتن به محتوای اصلی

blind alley

آویزه
آمریکایی/ˈblaɪndˈæli/بریتانیایی/blaɪndˈæli/

معانی

1

کوچه بن‌بست،کوی بن‌بست

We turned into a blind alley and had to back out.

پیچیدیم تو یه بن‌بست و مجبور شدیم عقب عقب بیایم بیرون.

The map showed a blind alley we should avoid.

نقشه یه بن‌بست نشون می‌داد که باید ازش اجتناب می‌کردیم.

The delivery driver got stuck in a blind alley.

راننده پیک توی یه بن‌بست گیر کرد.

مفید بود؟
2

راه بی‌فایده، کوشش بی‌حاصل

The negotiations reached a blind alley and both sides gave up.

مذاکرات به بن‌بست رسید و هر دو طرف کنار کشیدن.

After months of research, the scientists realized they were in a blind alley.

بعد از چند ماه تحقیق، دانشمندان فهمیدن دارن کار بی‌فایده‌ای می‌کنن.

This approach is a blind alley — we need to try something different.

این روش بی‌فایده‌ست — باید چیز دیگه‌ای امتحان کنیم.

Don't waste time on a blind alley when better options exist.

وقتتو هدر نده وقتی گزینه‌های بهتری وجود داره.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

turn into a blind alleyپیچیدن تو بن‌بستend in a blind alleyبه بن‌بست ختم شدنreach a blind alleyبه بن‌بست رسیدنlead to a blind alleyبه بیراهه بردنa blind alley of researchمسیر بی‌فایده تحقیق
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها