رفتن به محتوای اصلی

bite the hand that feeds one

آویزه

معانی

1
سایر

حق‌ناشناسی کردن، نمک‌نشناسی کردن، نمک خوردن و نمکدان شکستن

He criticised the company that gave him his first job — talk about biting the hand that feeds you.

از شرکتی که اولین شغلشو بهش داد انتقاد کرد — چه نمک‌نشناسی‌ای.

Don't bite the hand that feeds you — your boss has always supported you.

نمک‌نشناسی نکن — رئیست همیشه ازت حمایت کرده.

She bit the hand that fed her by leaking company secrets to a rival.

نمک خورد و نمکدون شکست — اسرار شرکت رو به رقیب لیک داد.

Why would you bite the hand that feeds you like that?

چرا اینجوری نمک‌نشناسی می‌کنی؟

It's never smart to bite the hand that feeds you, no matter how frustrated you are.

هر چقدر هم ناراحت باشی، نمک‌نشناسی هیچ‌وقت هوشمندانه نیست.

He was so ungrateful — always biting the hand that fed him.

اونقدر ناسپاس بود که همیشه نمک‌نشناسی می‌کرد.

مفید بود؟
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها