bill of health
معانی
گواهی سلامت،تأییدیه بهداشتی
The doctor gave him a clean bill of health after the checkup.
دکتر بعد از معاینه گفت کاملاً سالمه.
She got a clean bill of health and went back to work the next day.
گواهی سلامتش رو گرفت و روز بعد برگشت سر کار.
The restaurant passed inspection and received a clean bill of health.
رستوران از بازرسی رد شد و تأییدیه بهداشتی گرفت.
Doctors can't give you a clean bill of health until your test results come back.
دکترا تا وقتی نتایج آزمایش نیاد نمیتونن بگن کاملاً سالمی.
His heart got a clean bill of health — no problems at all.
قلبش کاملاً سالم بود — هیچ مشکلی نداشت.
The ship was given a bill of health before it left port.
قبل از حرکت کشتی از بندر، گواهی بهداشت بهش دادن.
ترکیبات رایج
اصطلاحات
1- پروانهی نبودن بیماری مسری 2- (عامیانه) گزارش موافق، سابقهی خوب، برائت