رفتن به محتوای اصلی

between a rock and a hard place

آویزه

معانی

1
سایر

بین بد و بدتر،در مخمصه،بین پتک و سندان

I'm between a rock and a hard place — I can't afford to stay but I can't afford to move.

بین بد و بدتر گیر کردم — نه می‌تونم بمونم، نه می‌تونم نقل مکان کنم.

She was between a rock and a hard place when she had to choose between her job and her family.

وقتی مجبور شد بین کار و خانواده‌اش یکی رو انتخاب کنه، تو مخمصه گیر افتاد.

The company is between a rock and a hard place — raise prices and lose customers, or keep prices low and lose money.

شرکت بین پتک و سندانه — یا قیمت‌ها رو بالا ببره و مشتری از دست بده، یا قیمت‌ها رو پایین نگه داره و ضرر کنه.

Do you feel stuck between a rock and a hard place at work right now?

الان سرِ کار احساس می‌کنی بین بد و بدتر گیر کردی؟

He found himself between a rock and a hard place — tell the truth and hurt his friend, or lie and betray his own values.

تو دوراهی گیر کرد — یا حقیقت رو بگه و دوستش رو ناراحت کنه، یا دروغ بگه و به ارزش‌هاش خیانت کنه.

Being between a rock and a hard place is the worst feeling.

گیر کردن بین بد و بدتر بدترین حسه.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

be between a rock and a hard placeبین بد و بدتر بودنfeel between a rock and a hard placeاحساس کردن که بین پتک و سندان گیر افتادیfind yourself between a rock and a hard placeخودت رو در مخمصه دیدنcaught between a rock and a hard placeگیر افتاده بین بد و بدترstuck between a rock and a hard placeگیر کرده بین دو راه سخت
idiom

to be in a very difficult situation and to have to make a hard decision

تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها