رفتن به محتوای اصلی

better late than never

آویزه

معانی

1
سایر

دیر بهتر از هرگز

You finally called! Better late than never.

بالاخره زنگ زدی! دیر بهتر از هرگز.

He started exercising at sixty. Better late than never.

تو شصت سالگی شروع به ورزش کرد. دیر بهتر از هرگز.

I'm sorry I forgot your birthday — better late than never, right?

معذرت می‌خوام تولدتو فراموش کردم — دیر بهتر از هرگز، نه؟

She handed in her essay a week late, but better late than never.

مقاله‌اش رو یه هفته دیر تحویل داد، ولی دیر بهتر از هرگز.

They finally fixed the pothole after two years. Better late than never, I suppose.

بعد از دو سال بالاخره چاله‌ی جاده رو درست کردن. فکر کنم دیر بهتر از هرگز.

Better late than never — at least you showed up.

دیر بهتر از هرگز — لااقل اومدی.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

better late than neverدیر بهتر از هرگز (ضرب‌المثل)arrive better late than neverدیر رسیدن بهتر از نرسیدنهbetter late than never attitudeرویکرد «دیر بهتر از هرگز»as they say, better late than neverهمونطور که میگن، دیر بهتر از هرگزit's better late than neverدیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه
idiom

it is better to finish something no matter how long it takes to do.

تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها