رفتن به محتوای اصلی

behind the times

C1آویزه

معانی

1
C1سایر

قدیمی‌مسلک،عقب‌افتاده،از مد افتاده

My uncle is a bit behind the times — he still uses a fax machine.

عموم یه کم قدیمی‌مسلکه — هنوز از فکس استفاده می‌کنه.

That attitude is really behind the times.

اون دیدگاه واقعاً قدیمی‌مسلکانه‌ست.

The company fell behind the times by not adopting new technology.

شرکت با نگرفتن تکنولوژی جدید از زمانه عقب افتاد.

Don't be so behind the times — everyone uses smartphones now.

اینقدر عقب‌افتاده نباش — الان همه گوشی هوشمند دارن.

His views on gender roles are really behind the times.

دیدگاهش درباره نقش‌های جنسیتی واقعاً قدیمی‌مسلکانه‌ست.

Some schools are behind the times when it comes to technology in the classroom.

بعضی مدارس در زمینه استفاده از فناوری در کلاس از زمانه عقبن.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

fall behind the timesاز زمانه عقب افتادنa bit behind the timesیه کم قدیمی‌مسلکreally behind the timesواقعاً از مد افتادهbehind the times in technologyاز نظر فناوری عقب‌افتادهkeep up with the timesبا زمانه پیش رفتن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها