beggars can't be choosers
معانی
گدا حق انتخاب ندارد،دندان اسب پیشکشی را نمیشمرند
I wanted a window seat but beggars can't be choosers — I took what was left.
میخواستم کنار پنجره بشینم ولی گدا حق انتخاب نداره — هر چی مونده بود برداشتم.
The room isn't perfect, but beggars can't be choosers.
اتاق کامل نیست، ولی دندان اسب پیشکشی رو نمیشمرن.
You got a free ticket — beggars can't be choosers!
بلیط مجانی گرفتی — گدا حق انتخاب نداره!
He didn't love the job offer but knew beggars can't be choosers.
از پیشنهاد کار خوشش نیومد ولی میدونست گدا حق انتخاب نداره.
It's not the best apartment, but beggars can't be choosers in this market.
بهترین آپارتمان نیست، ولی توی این بازار گدا حق انتخاب نداره.
She accepted the hand-me-down coat — beggars can't be choosers.
کت دست دومه رو قبول کرد — گدا حق انتخاب نداره.