رفتن به محتوای اصلی

bear witness

آویزه

معانی

1
سایر

شاهد بودن،گواهی دادن

These ruins bear witness to a great civilization.

این ویرانه‌ها شاهد یه تمدن بزرگ هستن.

She was called to bear witness at the trial.

از او خواسته شد تو دادگاه شهادت بده.

The photos bear witness to what happened that day.

عکس‌ها شاهد اتفاقی هستن که اون روز افتاد.

Will you bear witness to this agreement?

حاضری به این توافق‌نامه شهادت بدی؟

History will bear witness to the courage of these people.

تاریخ شاهد شجاعت این مردم خواهد بود.

His scars bear witness to years of struggle.

زخم‌هایش شاهد سال‌ها مبارزه‌ان.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

bear witness to somethingشاهد چیزی بودنbear witness in courtدر دادگاه شهادت دادنbear false witnessشهادت دروغ دادنbear witness to historyشاهد تاریخ بودنbear witness to the truthبه حقیقت گواهی دادن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها