رفتن به محتوای اصلی

balance of power

آویزه
آمریکایی/ˌbælənsəvˈpaʊər/بریتانیایی/ˌbælənsəvˈpaʊə/

معانی

1

توازن قدرت،تعادل قوا

The balance of power in the region shifted after the war.

توازن قدرت در منطقه بعد از جنگ تغییر کرد.

Small countries often try to maintain the balance of power.

کشورهای کوچک اغلب سعی می‌کنن توازن قدرت رو حفظ کنن.

The new alliance upset the balance of power in Europe.

اتحاد جدید توازن قدرت در اروپا رو بهم ریخت.

The balance of power between the two parties has changed.

تعادل قوا بین دو حزب تغییر کرده.

Who controls the balance of power in this organization?

چه کسی توازن قدرت در این سازمان رو کنترل می‌کنه؟

The treaty was designed to preserve the balance of power.

این معاهده برای حفظ توازن قدرت طراحی شده بود.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

maintain the balance of powerحفظ توازن قدرتshift the balance of powerتغییر دادن توازن قدرتupset the balance of powerبهم ریختن توازن قدرتbalance of power between nationsتوازن قدرت بین کشورهاhold the balance of powerدر دست داشتن توازن قدرت
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها