رفتن به محتوای اصلی

back to the drawing board

آویزه

معانی

1
سایر

دوباره از اول طراحی کردن، از نو شروع کردن (بعد از شکست)

The design was rejected, so it's back to the drawing board.

طرح رد شد، پس باید دوباره از اول طراحی کنیم.

After the product failed in testing, the engineers went back to the drawing board.

بعد از اینکه محصول در آزمایش شکست خورد، مهندسا دوباره از نو شروع کردن.

Our proposal wasn't accepted — back to the drawing board!

پیشنهادمون قبول نشد — باید از اول شروع کنیم!

The boss sent the whole team back to the drawing board.

رئیس کل تیم رو فرستاد که دوباره از نو شروع کنن.

It's back to the drawing board if we can't fix this bug.

اگه نتونیم این باگ رو درست کنیم، باید از صفر شروع کنیم.

We have to go back to the drawing board and rethink the whole strategy.

باید از نو شروع کنیم و کل استراتژی رو از اول فکر کنیم.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

go back to the drawing boardدوباره از اول طراحی کردنbe back at the drawing boardدوباره در مرحله طراحی بودنsend someone back to the drawing boardکسی رو به طراحی مجدد فرستادنback to the drawing board after rejectionبعد از رد شدن از اول طراحی کردنrethink and go back to the drawing boardتجدیدنظر کردن و از نو شروع کردن
idiom

back to the beginning of a process to start it again, because it is not working

تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها