auntie or aunty
آویزه
آمریکایی/ˈæntiɔːrˈɑːnti/بریتانیایی/ˈɑːntiɔːrˈɑːnti/
معانی
1
اسم
عمهعربی،خاله (عامیانه)عربی
My auntie made the best chocolate cake.
عمهام بهترین کیک شکلاتی رو درست میکرد.
Can I sleep at my aunty's house tonight?
میشه امشب خونه خالهام بمونم؟
She always calls her mother's sister Auntie Jean.
همیشه خواهر مامانشو خاله جین صدا میزنه.
The kids ran to their auntie as soon as she walked in.
بچهها به محض اینکه وارد شد دویدن پیشش.
My aunty is coming to visit us next week.
عمهام هفته دیگه میاد پیشمون.
Do you have any aunties on your dad's side?
از طرف بابات عمه داری؟
مفید بود؟
ترکیبات رایج
great-auntieعمه بزرگ / خاله بزرگfavourite auntieعمه محبوب / خاله محبوبauntie's houseخونه عمه / خونه خالهAuntie BBCبیبیسی (لقب عامیانه در انگلیس)call someone auntieکسی رو عمه/خاله صدا زدن