at the expense of
C2آویزه
معانی
1
C2سایر
به قیمت،به هزینهی،به بهای
He got the promotion at the expense of his health.
ترفیع گرفت اما به قیمت سلامتیش.
Don't succeed at the expense of others.
موفقیت به بهای آسیب رساندن به دیگران ارزش نداره.
The company cut costs at the expense of quality.
شرکت هزینهها رو به قیمت کیفیت کاهش داد.
Was that joke at my expense?
اون شوخی به هزینهی من بود؟
They expanded quickly at the expense of their smaller competitors.
سریع گسترش پیدا کردن، به بهای لهشدن رقبای کوچیکترشون.
She finished the project at the expense of her social life.
پروژه رو تموم کرد اما به قیمت از دست دادن زندگی اجتماعیش.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
at someone's expenseبه هزینهی کسی / به بهای کسیat the expense of qualityبه قیمت کیفیتlaugh at someone's expenseبه قیمت آبروی کسی خندیدنat great expenseبا هزینهی زیادat the expense of one's healthبه قیمت سلامتی