رفتن به محتوای اصلی

at death's door

آویزه

معانی

1
سایر

در آستانه‌ی مرگ،جان به لب

He was at death's door after the accident, but he pulled through.

بعد از تصادف جانش به لب رسیده بود، ولی جون به در برد.

The old woman looked pale and weak — truly at death's door.

پیرزن رنگ‌پریده و ضعیف به نظر می‌رسید — واقعاً جانش به لب بود.

Don't exaggerate — you have a cold, you're not at death's door.

اینقدر اغراق نکن — سرما خوردی، جانت به لب نرسیده.

The doctors said she was at death's door when she arrived at the hospital.

دکترها گفتن وقتی رسید بیمارستان جانش به لب بود.

He had been at death's door twice before, but he always recovered.

دو بار قبلاً هم جانش به لب رسیده بود، ولی همیشه خوب شد.

After two weeks without food, the survivors were at death's door.

بعد از دو هفته بدون غذا، بازماندگان جانشون به لب رسیده بود.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

be at death's doorدر آستانه مرگ بودن / جان به لب بودنlook at death's doorدر آستانه مرگ به نظر رسیدنat death's door after an accidentبعد از تصادف در آستانه مرگon death's door (variant)در آستانه مرگ (شکل دیگر)pull through from death's doorاز آستانه مرگ برگشتن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها