arrive at a conclusion
آویزه
معانی
1
سایر
به نتیجه رسیدن
After reviewing all the evidence, we arrived at a conclusion.
بعد از بررسی همه شواهد، به نتیجه رسیدیم.
It's too early to arrive at a conclusion — we need more data.
برای رسیدن به نتیجه زوده — به دادههای بیشتری نیاز داریم.
How did you arrive at that conclusion?
چطور به این نتیجه رسیدی؟
The jury took three days to arrive at a conclusion.
هیئت منصفه سه روز طول کشید تا به نتیجه برسه.
Don't arrive at a conclusion before hearing both sides.
قبل از اینکه هر دو طرف رو بشنوی به نتیجه نرس.
We finally arrived at a conclusion that satisfied everyone.
بالاخره به نتیجهای رسیدیم که همه رو راضی کرد.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
jump to a conclusionعجولانه نتیجه گرفتنreach a conclusionبه نتیجه رسیدنdraw a conclusionنتیجه گرفتنlogical conclusionنتیجهگیری منطقیforegone conclusionنتیجه از پیش معلوم