رفتن به محتوای اصلی

add fuel to the fire

آویزه

معانی

1
سایر

آتش رو دامن زدن، وضعیت رو بدتر کردن

Don't add fuel to the fire by arguing back.

با جواب دادن آتش رو دامن نزن.

His comment about her dress really added fuel to the fire.

اون حرفش درباره لباسش واقعاً آتش رو دامن زد.

Spreading rumors only adds fuel to the fire.

شایعه‌پراکنی فقط آتش رو دامن میزنه.

Did you have to add fuel to the fire with that remark?

مجبور بودی با اون حرف آتش رو دامن بزنی؟

The new policy added fuel to the fire of the already angry workers.

سیاست جدید آتش کارگرایی که از قبل عصبانی بودن رو بیشتر دامن زد.

Stop adding fuel to the fire — they're already upset enough.

دیگه آتش رو دامن نزن — اونا الان به اندازه کافی ناراحتن.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

add fuel to the fire of angerآتش خشم رو دامن زدنadd fuel to the fire of a disputeدعوا رو داغ‌تر کردنpour oil on troubled watersآرام کردن وضعیت (مقابل دامن زدن)make matters worseاوضاع رو بدتر کردنstir up troubleدردسر درست کردن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها