رفتن به محتوای اصلی

a slap on the wrist

آویزه

معانی

1
سایرسایر

تنبیه جزئی،گوشمالی

He got a slap on the wrist for being late — just a warning.

به خاطر دیر اومدن فقط یه گوشمالی جزئی گرفت — فقط یه اخطار.

The company polluted the river and only received a slap on the wrist.

اون شرکت رودخونه رو آلوده کرد و فقط یه تنبیه جزئی گرفت.

Is that all? A slap on the wrist for stealing?

همین؟ فقط یه تنبیه جزئی برای دزدی؟

Critics said the punishment was just a slap on the wrist.

منتقدان گفتند که مجازات فقط یه تنبیه جزئی بود.

Don't give him a slap on the wrist — this is serious.

فقط یه تنبیه جزئی بهش نده — این جدیه.

She expected to lose her job, but she only got a slap on the wrist.

انتظار داشت شغلشو از دست بده، ولی فقط یه گوشمالی جزئی گرفت.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

give someone a slap on the wristکسی رو گوشمالی دادنget a slap on the wristتنبیه جزئی گرفتنjust a slap on the wristفقط یه تنبیه ناچیزonly a slap on the wristنه بیشتر از یه گوشمالیa mere slap on the wristصرفاً یه تنبیه جزئی
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها