a sight for sore eyes
آویزه
معانی
1
سایر
چشم روشنی،دیدنت/دیدنش چشم رو روشن کرد (شخص یا منظره خوشایند)
After the long hike, the cabin was a sight for sore eyes.
بعد از اون پیادهروی طولانی، کلبه واقعاً چشم رو روشن کرد.
You're a sight for sore eyes — I missed you so much!
چشمم روشن! دلم خیلی برات تنگ شده بود!
A hot cup of tea was a sight for sore eyes on that cold morning.
یه فنجون چای داغ اون صبح سرد واقعاً دلگرمکننده بود.
After three weeks at sea, the harbor was a sight for sore eyes.
بعد از سه هفته در دریا، بندر واقعاً چشمنواز بود.
Is that pizza? What a sight for sore eyes!
اون پیتزاست؟ چه چشمنوازه!
My old friend showed up at the door — a total sight for sore eyes.
دوست قدیمیم پشت در ظاهر شد — واقعاً چشمم روشن شد.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
be a sight for sore eyesچشم رو روشن کردنwhat a sight for sore eyes!چه چشمنوازه! / چشمم روشن!a welcome sight for sore eyesمنظره خوشایندی که دل رو شاد میکنهa real sight for sore eyesیه چشم روشنی واقعیyou're a sight for sore eyesچشمم روشن (به کسی گفتن)