رفتن به محتوای اصلی

a piece of cake

B2آویزه

معانی

1
B2سایرغیررسمی

خیلی راحت،مثل آب خوردن

Don't worry — the interview will be a piece of cake.

نگران نباش — مصاحبه مثل آب خوردنه.

I thought the test was hard, but it was a piece of cake.

فکر می‌کردم آزمون سخته ولی مثل آب خوردن بود.

For her, learning new languages is a piece of cake.

برای اون یاد گرفتن زبان‌های جدید مثل آب خوردنه.

Was the driving test difficult? — A piece of cake!

آزمون رانندگی سخت بود؟ — مثل آب خوردن!

Fixing that kind of error is a piece of cake for a good programmer.

درست کردن اون نوع خطا برای یه برنامه‌نویس خوب مثل آب خوردنه.

With all the practice we've done, the performance will be a piece of cake.

با همه‌ی تمریناتی که کردیم، اجرا مثل آب خوردن میشه.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

be a piece of cakeمثل آب خوردن بودنthat's a piece of cakeاین که چیزی نیستnot exactly a piece of cakeاونقدرا هم راحت نیستa piece of cake compared to...در مقایسه با ... خیلی راحت‌ترهmake something a piece of cakeچیزی رو آسون کردن
noun

an easy thing, something that is very easy to do

تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها